السلمي
372
مجموعة آثار السلمي
روح فتوّت را با تمام وضوح در بيشتر قواعد وأصول ملامتيه مىتوان ملاحظه كرد . هم در آن بخش كه مربوط به معاملهء با خداوند است كه فتوت صوفيه يا فتوت خاص ملامتى است ودر آن ايثار براي خدا توصيه شده است ؛ هم در آن بخش كه مربوط به معامله با خلق است ، يعنى همان فتوّت اجتماعي . خود را فدا كردن وناچيز داشتن نفس در هر دو وجود دارد . همهء أصول وقواعد ملامتيه را مىتوان بهطور مستقيم وغير مستقيم به اين دو أصل بنيادى مربوط ساخت . از دو أصل ياد شده ، كلّيه سخنان ملامتيه در مسائل اساسى به شرح زير صدور يافته است : 1 - سخنان ايشان دربارهء نفس وبدى آن ، وپيوند نفس با قلب وسرّ . 2 - سخنان ايشان دربارهء مبارزه با نفس ومظاهر آن ، بهويژه ريا وخودخواهى وشهرت دوستى وآنچه بدين صفات مربوط مىشود ودر زندگى صوفيانه مورد توجه است ، مانند زىّ خاص ودعوىهاى متداول در ميان صوفيه ، وأحوال درونى ، وسماع وفقر وتوكّل ؛ يا مسائل اخلاقى همچون افعال وارادهء بنده ، ومعاني حرّيت وعبوديت ، يا مسائل الهى از قبيل شرك وتوحيد ، يا مسائلي كه به زندگى عملي مربوط مىشود ، مانند كسب ووعظ وارشاد ديگران . از مجموعهء سخنان ايشان در اين گونه مسائل آداب وقواعد طريقهء ملامتى را مىتوان دريافت . 3 - سخنان ايشان دربارهء چگونگى جهاد با نفس وصفات آن ، كه اهمّ آنها نكوهش وسرزنش ومتهم داشتن هر معنائى است كه بتواند تحت عنوان ملامت قرار گيرد . 4 - سخنان ايشان دربارهء غايت وهدف نهائي اين طريقهء سلوك ، كه عبارت است از تحقق مقام اخلاص . فلسفهء ملامتيه دربارهء نفس 2 ) سلمى در رسالهء ملامتيهء خود ، واژههاى روح وسرّ وقلب ونفس وطبع را با همين ترتيب كه برحسب افضليّت مرتب ساخته است به كار مىبرد . ليكن مفهوم هر يك از اين كلمات را ومدلول آنها را بهطور دقيق مشخص ومحدود نكرده است ، برخلاف شاگرد وپيرو أو أبو القاسم قشيرى كه به تحديد هر يك پرداخته است . سلمى روح را در رأس اين ستون قرار داده ، جائى كه قشيرى سرّ را در آن گذاشته است ، واز أقوال مشايخ ملامتيه چنين برمىآيد كه سرّ برتر از همهء اين قواست ، « 70 » زيرا سرّ محلّ
--> ( 70 ) . عنوان « قوا » براي روح ونفس وسرّ وأمثال آن توسط مؤلف خالى از مسامحه نيست . - م .